تبلیغات
*mr"هنرِباران" mr*

*mr"هنرِباران" mr*

به آنچه فکر می کنی بیندیش

ایمانم آرزوست

بنام حق

خدایا


قلمم می نویسد با یاد تویی که زندگانی دوباره به من بخشیدی و  بخشیدی مرا 


واین منم که گاهی نمیبخشم 


در این روزگار گاهی آدمها سیاه پوش اتفاق هایی میشوند و دلگرفته 

این آدمها هر چقدر هم که دورو برشان شلوغ باشد بازهم جز تو کسی ندارند و ندارند و ندارند

به خداییت قسم صدساله هم باشند گاه مثل بچه ای نوپا در می دوند و نمی دانند به کجا چنین شتابان؟؟؟

زمین خوردنشان هم درد دارد اما فرقش با زمین خوردن بچگی ها این است که بچه ها گریه میکرند و یهو گریه کنان دردشان میگرفت 

اما آدم بزرگها زمین میخورند و دردشان تدریجی و زخمشان ارام ارام روحشان را خش خشی میکند


خداوند 


در این زمین آدمهایی هست که سخت پشیمانند 

پشیمان از گذشته و بد بودنهایشان 

سخت می خندد گاهی ناامید میشوند که میبخشیشان

و تسلیم اخم بزرگ زمانه میشوند و بی تفاوت به لبخند خوبی ها


بار الها

دستان بندگانت چه پاک و چه گناهکار 

همان دستانیست که تو آفریدی 


دست نواشت را آغشته کن به دریای امیدی که همیشه ازان توست 


و بکش بر سر همه ی کسانی که بدهکار خویشند 

شاید که بازگردند به خود 

شاید که در میان این همه تردیدشان 

این غربت زمینی که اسمش را می گذارند مشکل

یادمان بیاید که چقدر نزدیکی

بگذار تمام بی قراران و منتظران 

تمام دلتنگانی که قلبشان سرشار از انتظار امید است 

با نسیمی از مهربانی الهی صبح روشنشان آغاز شود 

دلگرمی و قوت دل

امید و ایمان

آری 

خدایم 

ایمانم آرزوست 



مریم   ای....فر  30 خرداد 1393














"
[ جمعه 30 خرداد 1393 ] [ 10:35 ب.ظ ] [ mr ] [ نظرات () ]