تبلیغات
*mr"هنرِباران" mr*

*mr"هنرِباران" mr*

به آنچه فکر می کنی بیندیش

مداد رنگی ها یت را بیاب

بنام آنکه می پرستمش

"زندگی"


واژه ی پر معنایی نه؟؟

چند وقتیش داشتم نوشته های زمان کوکیم رو نگاه می کردم که چیزی رو نوشته بودم که به محض خوندنش حس

کردم یه بخش مهمی از زندگیم رو کشف کردم

تو اون نوشته به همون زبان کودکانه نوشته بودم:

امروز یه دفتر نقاشی خریدم از همونایی که بعضی جا ها ش رنگیه و بعضی جاهاش بی رنگه و باید خودت رنگش

کنی

به خودم قول دادم زود زود رنگش کنم و همشو زود تموم کنم ولی نه اگه زود تموم بشه اونوق حوصلم سر میره ...

نه  اصلن بهتره همینجوری آروم آروم رنگش کنم و با سلیقه و تمیز بشه .

فکر کنم زندگی هم مثل همین کتاب نقاشیاست که بعضی جاهاش رنگیه  بعضی جاهاشو باید خودت رنگش کنی


شایدم وقتی خدا مارو فرستاد تو دنیا یه جعبه مداد رنگی هم بهمون داد که اون جاهای بی رنگشو خودمون رنگ

کنیم .


بار اولی که این نوشته رو خوندم به غلط املاییام و طرز نوشته ی بچه گانه ی خودم خندم گرفت

ولی خوب که فکر کردم دیدم این نوشته یه معنای  خاصی داره شاید اونوقت که بچه بودم و دنیا رو ساده تر میدیدم

تونسته بودم زندگی رو بهتر بشناسم .

یه لحظه احساس کردم کودک درونم زنده ی زنده شده   و شروع کردم به بیش تر فکر کدن در این مورد

شاید همون جاهایی که ما باید تصمیم بگیریم و انتخاب کنیم یه جورایی داریم قسمت های بی رنگ دفتر نقاشی

زندگیمونو رنگ آمیزی می کنیم .

شاید بعضی جاها و چیزایی که ما نمی تونیم تغییر بدیم یا همون حکمت و تقدیرا و... همون قسمت هایین که خدا

خودش رنگ کرده و برامون بهتره

چون اگه اون قسمتا رو خدا اونجوری رنگ امیزی نمی کرد نمی تونستیم این نقاشی زندگی رو رنگ آمیزی کنیم

شاید خدا تو وجود همه ی ماها یه جعبه مداد رنگی قرار داده  و ما فرا موشش کردیم .

چند وقتیش از  یکی از دوستان یه ایمیلی بهم رسید .

که تو ایمیلش از زندگیش شکایت ها داشت و الان مطمئنم که این مطلبم خواهد خوند

تو جواب حرفای غمگینش این نوشته ی کودکانمو با همون غلط های املایی فرستادم

خودمم یه جورایی باورم نمی شه که همین نوشته ی کودکانه تونست به دوستم کمک کنه


این  دوست که فکر می کرد زندگیش بی رنگه و بیش از یه رنگ نداره که اونم سیاه بود

بعد سه هفته بهم گفت:

مریم چیز نیست فقط مداد رنگیامو گم کرده بودم . الان فکر کنم چند تایی بیشتر از این مداد رنگیا دارم و کم کم

دارم مداد رنگیای زندگیمو پیدا میکنم

با شنیدن این حرفش فکر کردم حتما منم باید برم سراغ مداد رنگیامو اونارو پیدا کنم.


چند روز پیش یکی از دوستان وبلاگی که حتما برا خوندن این مطلب خواهد اومد بهم گفت زندگی من سیاه و

سفیده  و مطمئنم بازهم هستن کسایی که میگن زندگی من فقط یه رنگ داره .

بی انصافیه  که این حرفو  بزنیم

نه؟؟؟؟


شاید اگه هممون بتونیم  اون چیزایی که خدا بهمون داده رو بشناسیم و با تو جه به اونا مسیر زندگیمونو طی کنیم

ببینیم که زندگی اونقدراهم پیچیده نیست شاید به کوچیکی دفتر نقاشی مریم.

و زندگی فقط سیاه نیست بلکه پره از رنگایی که ما بهشون اجازه ی ورود به دنیامونو نمی دیم

شاید به رنگارنگی جعبه ی مداد رنگی مریم.



بهمن ماه نابی داشته باشی هنر بارانی


با خدا باش تا خدا یارت باشع



















برچسب ها:مداد رنگی.. نقاشی،
"
[ یکشنبه 10 بهمن 1389 ] [ 12:17 ق.ظ ] [ mr ] [ نظرات () ]